
یشب داشتم با خدا حرف می زدم ؛طبق معمول؛
یه خودکار بالای سرم بود و من شروع کردم توی دستم نوشتن حتی بین بند های انگشتامم نوشتم و هر چی تو دلم بود بهش گفتم
بعد نور گوشی مو انداختم کف دستم دیدم سفیده یعنی تمام مدت خودکاره رنگ نداده بوده
گفتم
بابا
تو ک ناموسی تر از منی!
دلش نمیخاست هیشکی بفهمه من بهش چی گفتم!
چگـونـه مـی تـوان بـه تـاول هـای پـا گـفـت
تمـام مسیـر طـی شـده ...
اشتبـاه بـود !