سکـــــــــــــــــــــــــــــــوت
سکـــــــــــــــــــــــــــــــوت

سکـــــــــــــــــــــــــــــــوت

توضیحات ندارد.

حرف ناگفته



از بعضی چیز ها نمی توانم سخن بگویم

تو نباید باشی

تا بگویم

تنهایم و کسی دوستم ندارد

 

"نرگس برهمند"

سوز

سوز

دلم می سوزد برای زمستان

که سرفه می شود

توی سینه ام

و ریشه می کند زیر شال و کلاه سبز

و جیب های قرمز بافتنی ام

دلم می سوزد

برای برفی که نمی بارد

درختان لختی که سفید نمی شوند

و اخباری که اعلام نمی کند



: فردا تعطیل است!




چترم میشوی چترت میشوم یادت میرود یادم نمی رود.... مشکل اینجاست.